به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از جیکوبین، به سختی میشد از نمادگرایی مراسمهای ایران و عراق چشم پوشید. دهها میلیون نفر در خیابانهای شهرهای سراسر دو کشور همسایه در تلاش بودند در آیین تشییع یک هفتهای پیکر شهید سیدعلی خامنهای حضور پیدا کنند و فقط تابوت او را ببینند. آیتالله خامنهای تقریباً چهار دهه رهبر ایران بود تا اینکه در ۲۸ فوریه در اولین روز جنگ به رهبری آمریکا ترور شد. در آستانه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ترامپ با لحنی بسیار شبیه جورج دبلیو بوش اظهار داشت که کارزار بمباران او مورد استقبال مردم ایران قرار خواهد گرفت.
اما همان جمعیتی که دولت ترامپ انتظار داشت رژیم را سرنگون کند، در عوض به احترام رهبر شهید ایران به خیابانها آمدند. در همین حال، ترامپ، که از انبوه جمعیت حاضر در رویدادهای بدرقه و تدفین رهبر شهید ایران خشمگین بود، تمام هفته را صرف فشار آوردن بر فیفا برای لغو کارت قرمز یک بازیکن آمریکایی کرد، ایرانیان را «تفاله» خواند و یک کارزار بمباران تازه و مداوم در جنوب ایران را آغاز کرد.
ترامپ در ۸ ژوئیه با اشاره به یادداشت تفاهمی که او همراه ایران به عنوان مبنایی برای یک توافق صلح پایدار امضا کرده بود، به خبرنگاران گفت: فکر میکنم تمام شد. دیگر نمیخواهم با آنها سر و کار داشته باشم، آشغالها. آنها با افراد بیمار هدایت میشوند و شرور و خشن هستند. ترامپ در حال واکنش نشان دادن به حملات موشکی تهران در روز قبل علیه سه کشتی بود که سعی در عبور از تنگه هرمز داشتند، تنگهای که تهران در روزهای اولیه جنگ از آن علیه نظم اقتصادی آمریکا و جهان استفاده کرد و یکپنجم نفت و گاز و یکسوم کود جهان از آن عبور میکند.
این حملات پیش از چند درگیری رخ داد که به نظر میرسد منجر به مرگ یکی از فرماندهان نیروی دریایی ایالات متحده، گابریل ادواردز، پس از سقوط بالگرد او در نزدیکی ایران در اول ژوئیه شده است. در پاسخ، ترامپ معافیتهای تحریمهای نفتی ایران را لغو کرد و به کنگره اطلاع داد که در حال آغاز جنگ جدیدی در ایران است.
بازگشایی تنگه در مرکز تفاهمنامه، چارچوبی برای ایجاد صلح بین ایالات متحده و ایران، قرار دارد، اما زبان ماده ۵ مبهم است. این همان چیزی است که علی هاشم، خبرنگار الجزیره، آن را «یادداشت سوءتفاهم» توصیف کرد. در این توافقنامه تصریح شده است «جمهوری اسلامی ایران با تمام توان خود تمهیداتی را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هیچ هزینهای، فقط به مدت ۶۰ روز [از طریق تنگه هرمز] فراهم خواهد کرد.»
ایران با دعوت از شرکتهای کشتیرانی برای ثبت آنلاین جزئیات و انتظار برای تأیید، اداره تنگه خلیج فارس را برای مدیریت عبور کشتیها از این تنگه تأسیس کرد. اما ایالات متحده دنبال ایجاد یک «کریدور جنوبی» از مسیر آبهای عمانی تنگه بوده که با نیروی دریایی آمریکا محافظت میشود و تهران را از اهرم اصلی خود بر اقتصاد جهانی و در نتیجه ایالات متحده محروم میکند. ایران که نگران تهدید اهرم خود در مذاکرات آینده، بر سر برنامه هستهای یا حضور مراکز نظامی آمریکا در منطقه بود، با استناد به نقض تفاهمنامه، به آن حمله کرد.
ایران معتقد است از نظر نظامی ایالات متحده و اسرائیل را شکست داده است، دیدگاهی که اکثریت قریب به اتفاق اسرائیلیها هم با آن موافقند. زیرساختهای نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و اردن پس از سی و نه روز نبرد شدید که با آتشبس در ۷ آوریل به پایان رسید، ویران شده است. به نظر میرسد ترامپ قادر به پذیرش این واقعیت نیست، واقعیتی که باید برای تضمین هر گونه صلح پایدار انجام دهد.
در ۱۳ ژوئیه، رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد محاصره کشتیرانی ایران را که درست پس از آتشبس اعمال شده بود، دوباره برقرار خواهد کرد که نقضی دیگر بر تفاهمنامه است. ترامپ در ۱۳ ژوئیه در انبوهی از پستهای مجازی که حتی فراتر از سطح استاندارد آشفتگی بود، اعلام کرد: «همه چیز در ایران متعلق به آمریکاست. نفت، طلا، غذا، گاز، همه را خواهیم گرفت.» در پست دیگری نوشت که «تنگه هرمز باز است و با ایران یا بدون ایران باز خواهد ماند.» در پست سومی نوشت که هرمز را ایالات متحده کنترل و ۲۰ درصد عوارض از همه کشتیها دریافت میکند.
این چرخش از سوی آمریکا، به خودی خود و همچنین به دلیل حس وهمآور غیرواقعی بودن آن، گیجکننده است. تاکنون، ایالات متحده در خواستههای خود برای آزادی کشتیرانی ثابت قدم بوده و به شدت با گفتههای مقامهای ایرانی مبنی بر اینکه تهران برای بازسازی کشور ۱ تا ۲ درصد هزینه از همه محمولهها دریافت خواهد کرد، مخالفت کرده است. همانطور که در روزهای اخیر دوباره نشان داده شده، این تهران است، نه واشنگتن، که به دلیل جغرافیا و ماهیت تجاری کشتیرانی، تنگه را کنترل میکند.
ایران میتواند به سادگی با ایجاد مزاحمت برای کشتیها با پهپادها و موشکهای کروز، کشتیرانان و بیمهگران را بترساند، در حالی که برای کشتیهای خود - و کشتیهای عراق - که به سمت شرق و جنوب آسیا میروند، عبور امنی فراهم کند. حتی اگر ایالات متحده یک حمله زمینی تمامعیار به ایران انجام دهد، ایران - چه بازیگران دولتی و چه بازیگران غیردولتی آن - همچنان توانایی بستن تنگه را حفظ خواهد کرد.
خودداری ترامپ از تعامل با واقعیت مادی که خود ایجاد کرده، به این معنی است که احتمالاً ایران و آمریکا در آیندهای پیشبینیپذیر در وضعیت مبهم بین جنگ و صلح باقی خواهند ماند. ایران هیچ بیانیهای مبنی بر پایان تفاهمنامه منتشر نکرده و حتی سخنان ترامپ هم مبهم بود - او فکر میکند این تفاهمنامه تمام شده است. بنا به ضرورت، تفاهمنامه همچنان به تعیین شرایط تعامل آینده بین ایالات متحده و ایران ادامه خواهد داد و گرچه ممکن است با تهدید به خشونت، حملات تلافیجویانه و اشغال لبنان نقض شود، بعید است با بازگشت به جنگ گسترده، لغو یا به یک سند بیاثر تبدیل شود.
از بسیاری جهات، ایالات متحده و ایران در حال بازگشت به شرایطی هستند که پیش از این درگیری وجود داشت. به نظر میرسد آیتالله سیدمجتبی خامنهای همان دیدگاه سیاست خارجی پدرش را دارد که خشونت در عراق و سوریه را تعدیل کرد تا از جنگ گسترده تمامعیار جلوگیری کند. این راهبرد در نهایت با زدن سر حزبالله و انتصاب احمد الشرع، رهبر القاعده در سوریه به ریاست دولت ناکام ماند، اما در حالی که به اصطلاح محور مقاومت تضعیف شده، ایران کارت بسیار قویتری در تنگه هرمز دارد.
تهران حملات دو قدرت هستهای را دفع کرد و اکنون توانایی کنترل جریان کالاهای حیاتی را دارد و بنابراین مارپیچهای تورمی را در اروپا و ایالات متحده ایجاد میکند. سیاستمداران در ایران جنگ را یک جنگ وجودی در نظر میگیرند و تاکتیکهایی را دنبال میکنند که دشمنانش را از ثباتی که از آن گرفتهاند، محروم میکند. موجودی نفت جهانی، از جمله موجودی نفت ایالات متحده، تقریباً خالی است، همانطور که خود ترامپ سه هفته پیش هنگام امضای یادداشت تفاهم گفت.
در درازمدت، تهران به دنبال استفاده از اهرم تازه خود برای بازپیکربندی منظومه امنیتی غرب آسیا بدون آمریکاست. به نظر میرسد یک اتحاد عملگرایانه بین ایران، ترکیه، پاکستان و کشورهای عربی خلیج فارس در حال ظهور است. تحلیلگران آگاه از تفکر نخبگان در خاورمیانه میگویند هدف نهایی، توقف پیوستن به بلوکهای بینالمللی علیه یکدیگر و در عوض، پیگیری امنیت تفکیکناپذیر بر اساس مدل توافقنامههای هلسینکی ۱۹۷۵ است. ترامپ ممکن است نخواهد با ایران معامله کند، اما پس از ماهها جنگ، مشخص است او چاره دیگری ندارد.